تبليغاتX
کَمکی آراز (جلفا)

کَمکی آراز (جلفا)

تاریخ و فرهنگ شهرستان جلفا و محال علمدار- گرگر

كنستانس مك­لافلاين گرين (Constance McLaughlin Green ) در سال 1897م. متولد و در يك خانواده دانشگاهي و تحصيل كرده بزرگ شد. او زماني اقدام به نگارش تاريخ شهري كرد كه اين شاخه از تاريخنگاري به طور كاملاً بارزي شناخته نشده بود و بسياري از زنان ديگر به صورت حرفه­اي به امور علمي نمي­پرداختند.

وي به خاطر نگارش تاريخ هوليوک(Holyoke) ماساچوست و مطالعه پيشينه ناگاتوك(Naugatuck) کنتيکت (Connecticut) و همچنين كسب جايزه پوليزه(Pulize) به خاطرتأليف تاريخ واشينگتن  با عنوان «شهر سري» پايتخت مردم امريكايي و افريقايي تبار مشهور گشت.

كنستانس مك­لافلاين گرين نگارش تاريخ امريكا را از قاعده ارتقا داد و اظهار داشت كه تاريخ محلي تنها به خاطر منطقه مورد بررسي اهميت ندارد، بلكه مطالعه مواد محلي در جهت فهم بيشتر و كامل­تر تاريخ فرهنگي امريكا مورد نياز است.

وي تعدادي از موضوعات را براي مطالعات محلي پيشنهاد كرد كه پيش از آن به مبحث تاريخ محلي مربوط نمي­شدند. او علاقه داشت تا در زمينه كار،‌فرهنگ كار مردم، تراكم جمعيتي پايتخت، سركردگان تجاري و بازرگاني، مهاجرت­ها و جابه­جايي­ها،‌گروه­ها غيرغالب، تأثيرات محيط و تفاوت­ها و شباهت­هاي موجود در مناطق جغرافيايي تحقيق و مطالعه كند.

او همچنين قصد داشت تا به مطالعه در زمينه تفاوت­هاي اراضي مناطق مختلف بپردازد. اين مقاله مهم و مغتنم ، در واقع پيش از اين به چاپ رسيده است و ما آن را از كتاب «نزديكي فرهنگ به تاريخ» اثر كارولين. اف. وار(Caolin F.Ware) اقتباس نموده و مجدداً منتشر مي­سازيم.

(نيويورک: انتشارات دانشگاه کلمبيا، 1940)،86-275.

براي دانستن چگونگي پيشرفت فرهنگ امريكا، در گام نخست نگارش و مطالعه تاريخ محلي آن حائز اهميت است. در خصوص توده مردم در تمدن امريكا پيچيدگي هايي وجود دارد. چراكه تغييرات جمعيتي نژادها و اشکال متنوع و گوناگون مواريث فرهنگي ايشان،به طور ژرف و گسترده­اي مناطق مختلف ايالات متحده را متفاوت ساخته است. سرعت تغييرات در زندگي اقتصادي و مسائل اجتماعي امريکا بسيار زياد پنداشته مي­شود.

تاريخ امريکا در گذشته از بالا به پايين نوشته مي­شد و بيشتر دانشگاهيان مايل به نگارش تاريخ سياسي و ديپلماتيک صرف بودند. اما ضرورت مطالعه زندگي امريکايي از پايين به بالا در بررسي­هاي تاريخ فرهنگي آشکار شد. داستان زندگي مردم امريکا چه به صورت انفرادي و چه به صورت جمعي مي­بايست با جزييات گفته شود. روشن است که مواد و اطلاعات جزئي ممکن است براي اهداف گوناگوني در دسته­بندي­هاي گوناگوني گردآوري گردد. اطلاعات گردآوري شده و استخراج گشته از يک منطقه مشخص، موادي کاملاً محلي مي ­باشند. اما اين مواد ممکن است براي مطالعات ساير گروه­ها نيزاستفاده شوند. براي مثال يک کار گردآوري قوانين مدارس و وسايل آموزشي آن در گستره شهرهاي کوچک کم تراکم و شهرهاي بزرگ ممکن است توسط يک مورخ،  به تاريخ آموزش و پرورش يک دوره امريکا تعميم داده شود.

همچنين براي مطالعه در خصوص يک بعد خاص از زندگي يک جامعه خاص، مانند بررسي وضعيت نژادي يک شهر جنوبي در گذشته و حال، بايد از منابع محلي استفاده شود.هنوز امکان استفاده از تاريخ محلي براي مطالعه کل يک جامعه وجود دارد. چنين مطالعه­اي منجر به شناخت تاريخ زندگي يک جامعه مي گردد.يک دانشجو مي­بايست از مواد تاريخي بهره گيرد و کار خود را تا زمان وصول به نتيجه دنبال کند و تمامي فاکتورهاي معني­دار موجود در تاريخ اجتماعي و روابط موجود را ارزيابي نمايد. محدود و منحصر کردن پژوهش در يک چارچوب بسته جغرافيايي و يا مرزهاي قراردادي، باعث پيدايش يک تاريخ اجتماعي و اقتصادي کامل در مقياس کوچک مي­شود. از نظر مورخ محلي نگار، تحقيقات تاريخ محلي مي­تواند سهم عمده­اي در ساخت تاريخ فرهنگي امريکا داشته باشد.

مسلماً ممکن است که مکان  با قابليت انعطاف  بيشتري تعبير و تفسير گردد. هيچ جامعه­اي، يکدستي فرهنگي و جغرافياي کاملاً مشخصي ندارد. علامتگذاري با قراردادهاي سياسي بر بنيان يکدستي اقتصادي و جغرافيايي صورت مي­پذيرد. با اين وجود اين حقيقت نيز وجود دارد که اعمال نظام يکدست سياسي- اداري در يک دوره زماني مي­تواند عامل وحدت پايدار باشد و بر توسعه فرهنگي اثر بگذارد.

اين نظام مي­تواند يک جامعه پراکنده کشاورزي، يک روستا در جورجيا(Goergia) و يا يک گروه کوچک شهري و يک کلوني در يک شهر بزرگ باشد. نه تنها تاريخ شيکاگو(Chicago) بلکه تاريخ روستاي گرينويچ (Greenwich) نيز شامل تاريخ محلي مي­شود.

مطالعه دقيق مواد محلي و بررسي تاريخ زندگي جوامع ، مطالعات عادي وسيع­تر را جهت مي­دهد. حاصل چنين مطالعاتي نياز تاريخ فرهنگي امريکا را مرتفع مي­سازد.

تاريخ اجتماعي ما که به تازگي نگاشته شده ، فاقد دقت لازم در جزئيات و شکل و قالب است. چراکه تعميم­هاي موجود در آن بر پايه شواهد و معيارهاي ناقصي مي­باشد. براي مثال اين يک سخن کذب و دروغي مي­باشد که غرب به وسيله مهاجرت­هاي مردم از شرق داراي جمعيت شده است.در خصوص مهاجرت­ها ، حتي مهاجرت دهقانان مشتاق براي به دست آوردن زمين در ميدل وست(Middle West) وگرت پلينس(Great Plains) اين تصور وجود دارد که آنها در جزيره ائليس (Ellis) ساکن شدند و به سوي غرب حرکت کردند. اما مطالعات محلي نشان مي­دهد که تعدادي از آنها وارد بندر نيواورلنس(New Orleans) شدند و از آنجا به سوي غر و شمال پيش راندند. به طور ساده مي­توان گفت که اراضي غرب نيوانگلند(New England) از جانب رودخانه کنتيکت (Connecticut) و بنادر کنتيکت (Connecticut)و برخي اوقات از طريق بوستون (Boston) مورد هجوم قرار گرفت. همچنين مطالعات دقيق محلي در کانساس(Kansas) تمامي نظريات قبلي در خصوص حرکت­هاي جمعيتي را پاک کرد.

يک مطالعه در خصوص سينسينت(Cincinati) توسط دانيل آرونس (Daniel Aarons) در دست تهيه مي­باشد. در اين تحقيق اظهار شده که  موضوع مطرح شده توسط مورخين سابق درباره تدين و دينداري عمومي و همگاني در امريکاي صد سال پيش، افسانه و خيالي بيش نبوده است.

در زمينه تاريخ اقتصادي امريکا، بحث­هاي بسياري وجود دارد که اطلاعات دقيق آن نيازمند تهيه داده­هايي براي تعميم مي­باشد. از آنجايي که  ما داراي تمدن صنعتي بزرگي هستيم؛ مسائل مربوط به سرمايه و کار به طور آشکاري در ارتباط با فرهنگ امريکا داراي اهميت مي­باشد. ما نيازمند مطالعات محلي در موارد ذيل هستيم:

شرايط کار و تغييرات موقعيت اجتماعي کارگران، تاريخ هاي دقيق و کاملي درباره انباشت سرمايه درجوامع مختلف، ظهور انواع مختلفي از تاجران و بازرگانان بزرگ، بررسي دقيق رشد پايين موجودي طبقه متوسط امريکا، بررسي جزئي جابه جايي جمعيت از يک جامعه به جامعه ديگر که بر آن اساس مي­توان چرايي و چگونگي مهاجرت کارگران را دريافت.

بدون انجام يک سري مطالعات مجزاي محلي تمام عيار، تعميم دادن يک موضوع بيشتر بر اساس حدس و گمان صورت مي­پذيرد.

ضعف مربوط به تاريخ تجارت و بازرگاني به مورخان گذشته مربوط مي­شود . اخيراً اين وضعيت، به خاطر توجه به جزئيات شرکت­هاي تجاري خصوصي، تا حدودي اصلاح گشته است. اما تاريخ هاي محلي مربوط به جوامع تجاري مي­بايست جايگاه ارزشمند اين جوامع را به طور واضح­تري روشن سازند.

هنوز خلا قابل ملاحظه­اي در خصوص دانش و آگاهي ما درباره نقش فرهنگي گروه­هايي وجود دارد که از نظر جمعيت کثير و از لحاظ نقش غير غالب و حاشيه­اي مي­باشند.

مورخان اوليه تاريخ فرهنگي، از فاصله بسيار زياد نگرش­ها و تأثيرگذاري­ها و حتي رفتارهاي توده­هاي بزرگ فاقد قدرت در امريکا آگاه مي­باشند. حتي بهترين مطالعات محلي در يک دوره سهم کمتري در اين خصوص داشت. مطالعات درباره زندگي امريکايي­ها با هدف اهميت دادن بدين گروه­ها صورت مي­پذيرفت. اما يک برآورد از ميزان اهميت و تأثير آن بر روي پيشرفت و توسعه فرهنگي به شکست انجاميد.  مطالعات مردم شناسي مانند اثر «بعد از آزادي» هورتنس پودرمارکر(HortensePowdermarker) چگونگي تهيه مواد و داده هاي مفيد براي شرح زمان حال را نشان داد. اما مشکل بازسازي و آگاهي نسبت به گذشته نابود شده و نوشته­هاي ثبت شده بي­دقت همچنان وجود داشت.

مسلماً اختلافات طبقاتي، رقابت­هاي مذهبي و ظهور احساسات تعهد اجتماعي از جمله عناصر ضروري در توسعه فرهنگي به شمار مي­آيند. در اين باره ، به هنگام نظرخواهي از مردم با سوالاتي که با دقت کامل انتخاب شده­اند؛ نمي­توان به پاسخ­هاي نيمه معتبر و کم ارزش استناد کرد و تنها پاسخ­هاي معتبر و موجه قابل استخراج و بررسي مي­باشند. از اين رو انديشه مطالعات محلي، در جستجوي به دست آوردن چنين اطلاعات ظريف و پراکنده­اي است . در صورت کافي بودن اطلاعات، امکان تفسير و تعبير راه و روش زندگي و نوع انديشه و تفکر افرادي ميسر مي­شود که به ندرت نامه مي­نويسند و تنها بخشي از عقايد آنان از طريق بيان به هنگام مصاحبه قابل استخراج است. تاريخ فرهنگي اين مردم را نيز ناديده نمي­گيرد. جمع­آوري دقيق اين شواهد ريز و خرد به وسيله مورخ محلي نگار، منجر به آشکار گشتن ديدگاه­هاي دقيق شخصيت­ها و اهميت نقش آنها در دنياي امريکايي خواهد شد.

بسياري از موضوعات عنوان شده در پاراگراف­هاي پيشين مي­تواند بدون هيچ تمرکزي بر يک جامعه خاص، مورد استفاده تاريخ محلي قرار گيرد. مورخ براي تفسير موثر داده­هاي ناپايدار ، جزئي، فرار و گنگ گروه­هاي مختلف مي­بايست به زمينه محلي آن با دقت تمام توجه نمايد.

مسلماً با مشخص ساختن يک جامعه خاص براي مطالعه، ميزان موفقيت مورخ در شرح و تفسيرصحيح احوالات آن جامعه افزايش مي­يابد. بعلاوه، من تصور مي­کنم که تأثيرات محيط ير روي توده مردم در جامعه امريکا نامشخص مي­باشد و خوب است که آشکار گردد. جستجوي تأثيرات محيط، طبيعت و فرهنگ تقريباً ضرورتي است که بر آن اساس مي­بايست يک منطقه مشخص تحت ذره بين يک مورخ قرار  گيرد.

خصوصيات محيطي که بر رفتار کلي مردم يک جامعه تحميل مي­گردد و آن مردم را از ديگران متفاوت مي­سازد چيست؟چرا و از کجا يک شهر کوچک چوب بري در مين(Maine) از شهر کوچک چوب بري ديگري در منطقه واشينگتن(Washington) متفاوت است؟ چه چيزي يک منطقه کشاورزي را در لووا(Lowa)با مناطق مشابهي در مي­سي­سي­پي (Mississippi) ، واتربوري(Waterbury)، کنتيکت (Connecticut)، ديترويت(Detroit) و فلينت(Flint) متفاوت مي­سازد؟آيا عامل اصلي تمايزات نژادي و مليتي در تنوع يا همگوني طبيعت، پيري و جواني جمعيت و نزديکي و دوري از ديگر جوامع نهفته است؟تأثيرات تفاوت خاک و شرايط آب و هوايي چيست؟

مورخ تاريخ اجتماعي بايد بيشتر در اشکال زندگي امريکايي بررسي و تفحص کند. او بايد سعي کند تا روند اين زندگي را شرح دهد و اينکه چرا بدين اشکال در آمد و نيروي محرک و جهت دهنده آن چيست.بررسي و تحقيق در محيط طبيعي و فرهنگي جوامع مختلف توسط يک فرد محلي نگار بهترين پاسخ بدين سوالات است.

اما تأکيد بر اختلافات و تمايزات در يک محل، مي­تواند موجب آشفتگي نسبي در تمامي تاريخ فرهنگي امريکا گردد. افزايش تعداد مطالعاتي که بر تمايزات دو منطقه تکيه مي­کنند نگران کننده است. چراکه مشکل اصلي در اين خصوص صرفاً پيدا کردن نمونه­هاي متعدد براي مقايسه تمامي نواحي مي­باشد. ما بايد همچنين تشابهات و همساني­ها را نيز جستجو کنيم.

ما نياز داريم دسته­ها و طبقاتي را در جوامع ايجاد کنيم. اين طبقه­بندي احتمالاً به وسيله منطقه عمومي و خصوصيات هر يک خواهد بود. شايد طبقه بندي و دسته بندي کردن عمل مفيدي باشد. آيا ممکن است که ما شباهتها و يکساني­هاي مهم و اساسي جغرافيايي هريک از بخش­هاي ايالات متحده را در نظر نگيريم؟

يک بررسي موقتي در مورد تقسيم مناطق بايد مفيد و سودمند باشد و در اين راستا تعدادي از مطالعات برنامه­ريزي شده صورت پذيرد.يک چنين مطالعات توسعه­اي ممکن است در برخي از مناطق اتفاق بيفتد و غلط بودن تقسيم و دسته بندي مناطق را روشن سازد. در اين صورت نوعي تغيير در روش کار مفيد و کارساز خواهد بود. براي مثال يک پروژه مطالعه محلي در مين(Maine) بخشي از منطقه صنعتي نيو انگلند (New England) به منظور يافتن شباهت­ها و نزديکي­هاي آن با منطقه کشاورزي ميشيگان(Michigan) صورت بپذيرد.

بررسي چرايي موقعيت و وضعيت حاکم بر مناطق، بسيار کارگشا و روشنگر خواهد بود. در هر منطقه­اي مي­بايست انواع مختلفي از جوامع مورد مطالعه و بررسي قرار گيرد.که از آن جمله مي­توان به موارد ذيل اشاره داشت :

مناطق کشاورزي،شهرهاي محل فروش محصولات کشاورزي،جوامع تجاري و بندرگاه­هاي کشتي­هاي تجاري، شهرهاي صنعتي، مراکز کوچک سرمايه و کلان شهرهاي بزرگ هر منطقه، شهرهاي معدني، شهرهاي دانشگاهي ، مراکز زندگي انديشمندان، شايد مراکز سکونت هنرمندان، حاشيه شهرها، اقامتگاه­هاي تابستاني،اين مطالعات احتمالاً گاراژهاي تريلر به عنوان نمادي از عناصر غيرمحلي شده جامعه امريکايي را هم در بر مي­گيرد.

درواقع يک منطقه مي­تواند به عنوان محل حضور چندين طبقه مشخص شود و مورد مطالعه قرار گيرد و در خصوص هر يک از طبقات آن تحقيق و مطالعه ارزشمندي انجام بپذيرد.

مسلماً رشد نيمه صنعتي و نيمه كشاورزي جوامع كه نمودي از انديشه هنري فورد(Henry Ford) و ديگران است، از نوع مشكل و پيچيده­اي از مطالعات حكايت مي­كند.

مجموع چنين مطالعات محلي، بررسي يك منطقه به وسيله مقايسه با منطقه ديگر، بايد مجهز به شيوه ارزيابي صحت و سقم اطلاعات هر منطقه باشد. در اين بين طبقه بندي و تقسيم بندي­هايي چنين ، مي بايست راهنماي مفيدي براي دانش­پژوهان محلي باشد.

بر اساس برخي نظريات، تقسيم بندي كل به صورت منطقه­اي، ملي و جهاني توسط مورخ محلي، براي برجسته سازي و معني دار نمودن شرح وقايع ضروري است.

تاريخ محلي امريكا در گذشته منحصراً محدود به يك محل خاص نگاشته مي­شد و براي جوامع ديگر هيچ كاربرد و معنايي نداشت. آثار مربوط به تاريخ­هاي شهري و ايالتي امريكا فراوان بود. اما به ندرت روستايي يافت مي­شد كه در عرض هفده سال گذشته داراي شرح وقايع محلي بوده باشد. اغراق و كهنه­گرايي در اين آثار هويدا بود. فقدان و ضغف نگرش به يك شهر به عنوان بخشي از جامعه ، اكثر كارهاي محلي را بي ثمر ساخته بود.

قصد ترسيم شهر موطن به عنوان باغ عدن، بزرگ كردن فضايل شهروندان برجسته و سرشناس آن و به تصوير كشيدن موفقيت­هاي آنها به گونه­اي بي­نظير و بي­سابقه ، موجب ارائه آثاري سست، ضعيف و بي­اساس مي­شد.

تاريخ­هاي قديم، ممكن است به دليل توجه دقيق به جزئيات، ملال­آور و خسته كننده باشند و نتيجه حاصل از اين واقعيات طولاني و ملا­ل­آور،در واقع پوچ و بي­اهميت به نظر مي­آيد.

هنوز بينش وسيع و گسترده متخصصان عميقاً مرهون علاقه و سخت­كوشي مورخان قديم است. اگرچه ارائه جداول نسب شناسي و نكات جزئي درباره نقل و انتقال دارئيها و يا گزاش حوادث كوچك و كم اهميت محلي توسط مورخان گذشته بيهوده انگاشته مي­شود؛ اما همين واقعيات جزئي عرضه شده در تاريخ، باعث تكامل و رشد قابل توجه آن گشته است.براي مثال، وقتي جداول نسب­شناسي، شواهد در ارتباط با مالكيت، كار،شركت، و ثروت افراد بيان مي­گردد بايد ارزش تمركز يا عدم تمركز سرمايه در يك جامعه و تقليد از گروه­هاي معتبر در راستاي پيشرفت آن جامعه نشان داده شود.

گزارش­هاي جزئي درباره املاك انتقالي بايد سرنخ ظهور گروه­هاي ذي­نفع را مشخص كند و نشان دهد كه مردان تجارت پيشه جسور و ريسك پذير در فرهنگ امريكا داراي سرشتي محتاط و مراقب بودند كه با هوشمندي خود تنها در خصوص آنچه مطمئن بودند خطر مي­كردند.

 يافته­هاي مورخان قديم، مواد خام را  فراهم نموده است. بررسي و تجزيه و تحليل اين مواد با ديگر داده ها و اطلاعات در قالب يك مدل و طرح مي­تواند داستاني ژرف از مفهوم اجتماع را نقل كند.

مورخي كه مي­خواهد با انديشه و ديد بازتري تاريخ محلي بنويسد، بايد منابع گذشته را با يك سري از اطلاعات متعدد و متنوع ديگر تكميل نمايد.وي ممكن است در اين راه بسان عملكرد جامعه­شناسان از تكنيك­هاي مطالعه ميداني استفاده نمايد. مورخ برعكس انسان شناس فرهنگي، بايد كمتر به مسائل كنوني بپردازد و بيشتر به پروراندن داده­هاي مربوط به گذشته كار كند. ولي با اين همه، وي مي­تواند شيوه فوق­العاده مفيد بهره­گيري از پرسشنامه و مصاحبه را اقتباس نمايد و طي آن سه گروه سني مختلف را مورد بررسي قرار دهد.مورخ محلي سپس گزارش تغيير نگرش­ها در نزديك به يكصد سال اخير را منتشر مي­سازد.

استخراج و بررسي اطلاعات يك منطقه كه از نظر محيطي يكسان بوده است، مي­تواند تأثيرات عامل زمان را مشخص سازد.

برعكس تاريخ سياسي، تاريخ فرهنگي كمتر به شرح اعمال و خطاهايي مي­پردازد كه از مطالعه احساسات و انديشه بشر حاصل مي­گردد. شخصيت­ها براي آن اهميت دارند. بگذاريد تكرار كنم، قائل شدن يك محل مشخص براي افراد به عنوان بخشي از جامعه­اي كه آنها در آن زندگي مي­كنند؛تفسير ما را آسان تر خواهد كرد.

در خصوص اسناد و مدارك محلي، سرپرستي طرح­هاي تحقيقاتي مركز مطالعات تاريخي، كمك بزرگي به تاريخ محلي خواهد كرد. شيوه­هاي دقيق بررسي و ارزيابي مواد محلي، مي­بايست به وسيله مهارت و درايت پژوهشگران بسط و توسعه يابد.

 استفاده دقيق از  نقشه مناطق ممكن است واقعيت­هاي قابل توجهي را به طور كاملاً واضحي هويدا سازد. دانش­پژوهان مي­توانند با بهره­گيري از همكاري مديريت شهر، خصوصاً اگر داده­ها و اطلاعات مورد پژوهش­شان حالت حرفه­اي و شغلي داشته باشد، و استفاده از فهرست ميزان قيمت­ها و مديريت شركت­هاي محلي به آساني نقشه جامعه مورد بررسي خود را تفكيك نمايند.

چيدمان اطلاعات بعد از بررسي روابط موجود جغرافيايي و ... مي­بايست بر طرح كلي پژوهش دلالت كند. اين روش پژوهش ممكن است در مطالعه يك جامعه خاص در يك زمان مشخص به كار گرفته شود و در آن بر ارزش تاريخ اجتماعي يك منطقه خاص تأكيد مضاعف شود.

ديگر انواع اطلاعات ، برخي اوقات به شكل غيرمنتظره­اي ظهور مي­كنند. سفرنامه­ها ممكن است مقايسه­هاي جالبي از دو شهر ارائه كنند و به روابط موجود در بين آن دو اشاره قابل توجهي نمايند.

نه تنها اخبار و اظهارنظرهاي موجود در مطبوعات محلي ، بلكه تغييرات انواع آگهي­هاي تبليغاتي در طول چندين سال ممكن است حقايق روشن و قابل توجهي را در اختيار ما قرار دهد.

حتي انواع آگهي­هاي پزشكي و اسناد دفاتر ازدواج مي­تواند سرنخ­هايي از وضعيت انديشه و تفكر نسل گذشته در اختيار ما قرار دهد.

مجموعه سخنراني­هايي كه نشانگر تغييرات در طول يك دوره مي­باشد، فرهست سالانه اعضاي يك كتابخانه عمومي در طول دهه­هاي متمادي در صورت نگهداري، فهرست اعضاي كلوپ­هاي اجتماعي و انجمن­هاي دوستي، تنها بخش كوچكي از منابعي هستند كه يك مورخ محلي زيرك مي­تواند آنها را ثبت و ضبط نمايد.

به هر حال موانع موجود بر سر راه پژوهش دانش آموختگان تاريخ محلي در اغلب مواقع نااميدكننده و ياس آور است . اين مشكلات مي­تواند در هر زمينه پيش بيايد: فقدان اسناد و شواهد ر يك موضوع خاص، در دسترس نبودن داده­ها و مواد تاريخي، امكان نگهداري و حفظ اطلاعات بديهي غيرقابل اعتماد، مبهم و خارج از موضوع.

اما مشكلات خاصي كه مورخ تاريخ با آن مواجه مي­شود ، زايده شرايط خاص پژوهش و تحقيق­اش است.

نخستين مشكل خاص و ناراحت كننده، رشد بي­علاقگي عمومي نسبت به وظيفه و مسئوليت مي­باشد. بسياري از مواد و اطلاعات مورد نياز او در دست اشخاص مي­باشد. اما چه كسي مواظب و مراقب اسناد و مدارك خانوادگي موجود در يك محل مي­باشد؟ همه خوب مي­دانند كه كسي چنين مراقبتي را اعمال نمي­كند. ما اسناد و كاغذهاي مربوط به بيست سال پيش پدربزرگمان را به عنوان آشغال بيرون مي­ريزيم. چيزهاي ساده و معمولي بسيار با اهميت هستند. ارائه كارهاي تحقيقي كامل و اطلاعات دقيق ويژه در تاريخ محلي چيز غير ضروري به نظر مي­رسد. يك اثر كوچك تبليغي، مي­بايست به شكل توصيفي و به گونه­اي كم حجم و مناسب از يك خاندان و جامعه طراحي شود.وقتي تاريخ محلي نگاشته مي­شود، بايد اين موضوع نيز در نظر گرفته شود كه جوينده و مخاطب آن اثر بيشتر ساكنان منطقه مورد پژوهش مي­باشند و ذلئقه آنان تاريخ محلي كم حجم و آساني را مي­طلبد. يك فرد عادي جامعه، به عنوان شخصي كم اهميت در دنياي علمي و دانشگاهي در خطر نابودي است. ديگر چرا بايد نگران امور جزئي چون داستان محلي باشد؟ دانشگاهيان درباره برافتادن امپراتوري روم، تاريخ برده­داري و تئاتر در دوره شكسپير مي­نويسند لذا، بياييد بدين تحقيقات پايان دهيم.

مورخان تاريخ محلي همواره با دو نقطه متضاد روبه رو مي­شوند. افرادي به عنوان علامه دهر در هر شهر وجود دارند. آنها معتقدند كه  Ponduk بسيار مهم است. تاريخ آن يا بر سر زبانهاست و يا در اسناد خانوادگي يافت مي­شود.اين امرموجب سردرگمي مورخان مي­گردد.

براي مثال زماني كه فئدرال(Fedral) شروع به گردآوري داده­ها و اطلاعاتي جهت نگارش كتاب­ها راهنماي ايالات پرداخت، در نخستين شهر با بي­تفاوتي بزرگان و امناي شهر مواجه شد و تنها يك صنعتكار كوچك دردسر دادن اطلاعات به نويسنده WPA  را تقبل كرد. زماني كه كتاب راهنما به چاپ رسيد ، ساير مردان تجارت پيشه شهر با ناراحتي و عصبانيت بسيار متعجب گشتند. چراكه در شرح اين كتاب عنوان شده بود كه تنها يك شركت و موسسه صنعتي در آن شهر وجود دارد.

بغلاوه، همراه با پديد آمدن بي­علاقگي عمومي و تصورات غلط، شايد حتي آفت بزرگتري بنام ترس نيز وجد داشته باشد. اين ترس در خصوص فاش ساختن اسناد و شواهد مخفي و اسرار ناخوشايند و بسياري ديگر از حقايق وجود دارد.

اين ديدگاه مخصوصاً در ميان گروه­هاي معتبر جامعه و علي­الخصوص رهبران تجاري رواج داشت.

تجار اخساس مي­كردند كه به صورت وي‍ژه­اي مورد بررسي دانشگاهي و آموزشي قرار مي­گيرند. شايد يك دانشجو  در تلاش براي يافتن دليل رشد پايتخت در يك جامعه، به كتب شهري مراجعه كند. كتبي كه ساخت شهر در يك دوره زماني را ترسيم مي­نمايند. اما اين كتب به ندرت به تقاضاي او پاسخ مي­گويند.

روساي كارخانجات شرح مي­دهند:« بي­شك شما به عنوان يك دانشگاهي منصف خواهيد بود. اگر شما بدانيد كه ما سال­ها سود سهام 10درصدي داشته­ايم و در همان سال­ها 25درصد درآمدها و عايدات را جهت استهلاك و توسعه بر سر جاي خود برگردانده­ايم؛ ممكن است شما به ما نسبت آز و طمع بدهيد. اما ما از كجا بدانيم كه كسان ديگري به اين حقايق موجود در كتاب شما حمله نخواهند كرد و فرياد خون آشام سرنخواهند داد!

آيا درآمدها بايد صرف دستمزدها شود؟ اين يك ريسك و خطرپذيري است.»

اين ها شواهدي است كه ممكن بود باعث بي اعتبار كردن يك طبقه از تجار گردد.حتي تاجران معتبر در سه يا چهار نسل پيش نيز از بيم اثبات و تأييد عملكرد ضد نظام اجتماعي­شان از اين امر خودداري مي­نمودند.

ترس ممكن است دهان افرادي را ببندد كه از بهترين اطلاعات برخوردار هستند . ممكن است آنان چنين احساس كنند كه با افشاگري، كار و پايگاه اجتماعي­شان به خطر افتد. هيچ وعده و وعيدي موجب سخن گفتن آنها نخواهد شد. جوامع كوچكتر بيشتر داراي چنين افرادي هستند كه نگران حيات و بقاي خود هستند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 10:37  توسط سجاد حسینی(شهرستان جلفا)  | 

كنستانس مك­لافلاين گرين (Constance McLaughlin Green ) در سال 1897م. متولد و در يك خانواده دانشگاهي و تحصيل كرده بزرگ شد. او او زماني اقدام به نگارش تاريخ شهري كرد كه اين شاخه از تاريخنگاري به طور كاملاً بارزي شناخته نشده بود و بسياري از زنان ديگر به صورت حرفه­اي به امور علمي نمي­پرداختند.

وي به خاطر نگارش تاريخ هوليوک(Holyoke) ماساچوست و مطالعه پيشينه ناگاتوك(Naugatuck) کنتيکت (Connecticut) و همچنين كسب جايزه پوليزه(Pulize) به خاطرتأليف تاريخ واشينگتن  با عنوان «شهر سري» پايتخت مردم امريكايي و افريقايي تبار مشهور گشت.

كنستانس مك­لافلاين گرين نگارش تاريخ امريكا را از قاعده ارتقا داد و اظهار داشت كه تاريخ محلي تنها به خاطر منطقه مورد بررسي اهميت ندارد، بلكه مطالعه مواد محلي در جهت فهم بيشتر و كامل­تر تاريخ فرهنگي امريكا مورد نياز است.

وي تعدادي از موضوعات را براي مطالعات محلي پيشنهاد كرد كه پيش از آن به مبحث تاريخ محلي مربوط نمي­شدند. او علاقه داشت تا در زمينه كار،‌فرهنگ كار مردم، تراكم جمعيتي پايتخت، سركردگان تجاري و بازرگاني، مهاجرت­ها و جابه­جايي­ها،‌گروه­ها غيرغالب، تأثيرات محيط و تفاوت­ها و شباهت­هاي موجود در مناطق جغرافيايي تحقيق و مطالعه كند.

او همچنين قصد داشت تا به مطالعه در زمينه تفاوت­هاي اراضي مناطق مختلف بپردازد. اين مقاله مهم و مغتنم ، در واقع پيش از اين به چاپ رسيده است و ما آن را از كتاب «نزديكي فرهنگ به تاريخ» اثر كارولين. اف. وار(Caolin F.Ware) اقتباس نموده و مجدداً منتشر مي­سازيم.

(نيويورک: انتشارات دانشگاه کلمبيا، 1940)،86-275.

براي دانستن چگونگي پيشرفت فرهنگ امريكا، در گام نخست نگارش و مطالعه تاريخ محلي آن حائز اهميت است. در خصوص توده مردم در تمدن امريكا پيچيدگي هايي وجود دارد. چراكه تغييرات جمعيتي نژادها و اشکال متنوع و گوناگون مواريث فرهنگي ايشان،به طور ژرف و گسترده­اي مناطق مختلف ايالات متحده را متفاوت ساخته است. سرعت تغييرات در زندگي اقتصادي و مسائل اجتماعي امريکا بسيار زياد پنداشته م­شود.

تاريخ امريکا در گذشته از بالا به پايين نوشته مي­شد و بيشتر دانشگاهيان مايل به نگارش تاريخ سياسي و ديپلماتيک صرف بودند. اما ضرورت مطالعه زندگي امريکايي از پايين به بالا در بررسي­هاي تاريخ فرهنگي آشکار شد. داستان زندگي مردم امريکا چه به صورت انفرادي و چه به صورت جمعي مي­بايست با جزييات گفته شود.روشن است که مواد و اطلاعات جزئي ممکن است براي اهداف گوناگوني در دسته­بندي­هاي گوناگوني گردآوري گردد.اطلاعات گردآوري شده و استخراج گشته از يک منطقه مشخص موادي کاملاً محلي مي ­باشند، اما اين مواد ممکن است براي مطالعات ساير گروه­ها نيزاستفاده شوند. براي مثال يک کار گردآوري قوانين مدارس و وسايل آموزشي آن در گستره شهرهاي کوچک کم تراکم و شهرهاي بزرگ ممکن است توسط يک مورخ به تاريخ آموزش و پرورش يک دوره امريکا تعميم داده شود.

همچنين براي مطالعه در خصوص يک بعد خاص از زندگي يک جامعه خاص، مانند بررسي وضعيت نژادي يک شهر جنوبي در گذشته و حال، بايد از منابع محلي استفاده شود.هنوز امکان استفاده از تاريخ محلي براي مطالعه کل يک جامعه وجود دارد. چنين مطالعه­اي منجر به شناخت تاريخ زندگي يک جامعه مي گردد.يک دانشجو مي­بايست از مواد تاريخي بهره گيرد و کار خود را تا زمان وصول به نتيجه دنبال کند و تمامي فاکتورهاي معني­دار موجود در تاريخ اجتماعي و روابط موجود را ارزيابي نمايد. محدود و منحصر کردن پژوهش در يک چارچوب بسته جغرافيايي و يا مرزهاي قراردادي، باعث ÷يدايش يک تاريخ اجتماعي و اقتصادي کامل در مقيايس کوچک مي­شود. از نظر مورخ محاي نگار، تحقيقات تاريخ محلي مي­تواند سهم عمده­اي در ساخت تاريخ فرهنگي امريکا داشته باشد.

مسلماً ممکن است که مکان  با قابليت انعطاف  بيشتري تعبير و تفسير گردد. هيچ جامعه­اي، يکدستي فرهنگي و جغرافياي کاملاً مشخصي ندارد. علامتگذاري با قراردادهاي سياسي بر بنيان يکدستي اقتصادي و جغرافيايي صورت مي­پذيرد. با اين وجود اين حقيقت نيز وجود دارد که اعمال نظام يکدست سياسي- اداري در يک دوره زماني مي­تواند عامل وحدت پايدار باشد و بر توسعه فرهنگي اثر بگذارد.

اين نظام مي­تواند يک جامعه پراکنده کشاورزي، يک روستا در جورجيا(Goergia) و يا يک گروه کوچک شهري و يک کلوني در يک شهر بزرگ باشد. نه تنها تاريخ شيکاگو(Chicago) بلکه تاريخ روستاي گرينويچ (Greenwich) نيز شامل تاريخ محلي مي­شود.

مطالعه دقيق مواد محلي و بررسي تاريخ زندگي جوامع ، مطالعات عادي وسيع­تر را جهت مي­دهد. حاصل چنين مطالعاتي نياز تاريخ فرهنگي امريکا را مرتفع مي­سازد.

تاريخ اجتماعي ما که به تازگي نگاشته شده ، فاقد دقت لازم در جزئيات و شکل و قالب است. چراکه تعميم­هاي موجود در آن بر پايه شواهد و معيارهاي ناقصي مي­باشد. براي مثال اين يک سخن کذب و دروغي مي­باشد که غرب به وسيله مهاجرت­هاي مردم از شرق داراي جمعيت شده است.در خصوص مهاجرت­ها ، حتي مهاجرت دهقانان مشتاق براي به دست آوردن زمين در ميدل وست(Middle West) وگرت پلينس(Great Plains) اسن تصور وجود دراد که آنها در جزيره ائليس (Ellis) ساکن شدند و به سوي غرب حرکت کردند. اما مطالعات محلي نشان مي­دهد که تعدادي از آنها وارد بندر نيواورلنس(New Orleans) شدند و از آنجا به سوي غر و شمال پيش راندند. به طور ساده مي­توان گفت که اراضي غرب نيوانگلند(New England) از جانب رودخانه کنتيکت (Connecticut) و بنادر کنتيکت (Connecticut)و برخي اوقات از طريق بوستون (Boston) مورد هجوم قرار گرفت.

همچنين مطالعات دقيق محلي در کانساس(Kansas) تمامي نظريات قبلي در خصوص حرکت­هاي جمعيتي را پاک کرد.

يک مطالعه در خصوص سينسينت(Cincinati) توسط دانيل آرونس (Daniel Aarons) در دست تهيه مي­باشد. در اين تحقيق اظهار شده که  موضوع مطرح شده توسط مورخين سابق درباره تدين و دينداري عمومي و همگاني در امريکاي صد سال پيش، افسانه و خيالي بيش نبوده است.

در زمينه تاريخ اقتصادي امريکا، بحث­هاي بسياري وجود دارد که اطلاعات دقيق آن نيازمند تهيه داده­هايي براي تعميم مي­باشد. از آنجايي که  ما داراي تمدن صنعتي بزرگي هستيم؛ مسائل مربوط به سرمايه و کار به طور آشکاري در ارتباط با فرهنگ امريکا داراي اهميت مي­باشد. ما نيازمند مطالعات محلي در موارد ذيل هستيم:

شرايط کار و تغييرات موقعيت اجتماعي کارگران، تاريخ هاي دقيق و کاملي درباره انباشت سرمايه درجوامع مختلف، ظهور انواع مختلفي از تاجران و بازرگانان بزرگ، برررسي دقيق رشد پايين موجودي طبقه متوسط امريکا، بررسي جزئي جابه جايي جمعيت از يک جامعه به جامعه ديگر که بر آن اساس مي­توان چرايي و چگونگي مهاجرت کارگران را دريافت.

بدون انجام يک سري مطالعات مجزاي محلي تمام عيار، تعميم دادن يک موضوع بيشتر بر اساس حدس و گمان صورت مي­پذيرد.

ضعف مربوط به تاريخ تجارت و بازرگاني به دانشمندان گذشته مربوط مي­شود . اخيراً اين وضعيت به خاطر توجه به جزئيات شرکتهاي تجاري خصوصي تا حدودي اصلاح گشته است. اما تاريخ هاي محلي مربوط به جوامع تجاري مي­بايست جايگاه ارزشمند اين جوامع را به طور واضح­تري روشن سازند.

هنوز خلا قابل ملاحظه­اي در خصوص دانش و آگاهي ما درباره نقش فرهنگي گروه­هايي وجود دارد که از نظر جمعيت کثير و از لحاظ نقش غير غالب و حاشيه­اي مي­باشند.

مورخان اوليه تاريخ فرهنگي، از فاصله بسيار زياد نگرش­ها و تأثيرگذاري­ها و حتي رفتارهاي توده­هاي بزرگ فاقد قدرت در امريکا آگاه مي­باشند. حتي بهترين مطالعات محلي در يک دوره سهم کمتري در اين خصوص داشت. مطالعات درباره زندگي امريکايي­ها با هدف اهميت دادن بدين گروه­ها صورت مي­پذيرفت. اما يک برآورد از ميزان اهميت و تأثير آن بر روي پيشرفت و توسعه فرهنگي به شکست انجاميد.  مطالعات مردم شناسي مانند اثر «بعد از آزادي» هورتنس پودرمارکر(Hortense Powdermarker) چگونگي تهيه مواد و داده هاي مفيد براي شرح زمان حال را نشان داد. اما مشکل بازسازي و آگاهي نسبت به گذشته نابود شده و نوشته­هاي ثبت شده بي­دقت همچنان وجود داشت.

مسلماً اختلافات طبقاتي، رقابت­هاي مذهبي و ظهور احساسات تعهد اجتماعي از جمله عناصر ضروري در توسعه فرهنگي به شمار مي­آيند.

در اين باره ، به هنگام نظرخواهي از مردم با سوالاتي که با دقت کامل انتخاب شده­اند؛ نمي­توان به پاسخ­هاي نيمه معتبر و کم ارزش استناد کرد و تنها پاسخ­هاي معتبر و موجه قابل استخراج و بررسي مي­باشند.

از اين رو انديشه مطالعات محلي، در جستجوي به دست آوردن چنين اطلاعات ظريف و پراکنده­اي است . در صورت کافي بودن اطلاعات، امکان تفسير و تعبير راه و روش زندگي و نوع انديشه و تفکر افرادي ميسر مي­شود که به ندرت نامه مي­نويسند و تنها بخشي از عقايد آنان از طريق بيان به هنگام مصاحبه قابل استخراج است. تاريخ فرهنگي اين مردم را نيز ناديده نمي­گيرد.

جمع­آوري دقيق اين شواهد ريز و خرد به وسيله مورخ محلي نگار، منجر به آشکار گشتن ديدگاه­هاي دقيق شخصيت­ها و اهميت نقش آنها در دنياي امريکايي خواهد شد.

بسياري از موضوعات عنوان شده در پاراگراف­هاي پيشين مي­تواند بدون هيچ تمرکزي بر يک جامعه خاص، مورد استفاده تاريخ محلي قرار گيرد. مورخ براي تفسير موثر داده­هاي ناپايدار ، جزئي، فرار و گنگ گروه­هاي مختلف مي­بايست به زمينه محلي آن با دقت تمام توجه نمايد.

مسلماً با مشخص ساختن يک جامعه خاص براي مطالعه، ميزان موفقيت مورخ در شرح و تفسيرصحيح احوالات آن جامعه افزايش مي­يابد. بعلاوه، من تصور مي­کنم که تأثيرات محيط ير روي توده مردم در جامعه امريکا نامشخص مي­باشد و خوب است که آشکار گردد. جستجوي تأثيرات محيط، طبيعت و فرهنگ تقريباً ضرورتي است که بر آن اساس مي­بايست يک منطقه مشخص تحت ذره بين يک مورخ قرار  گيرد.

خصوصيات محيطي که بر رفتار کلي مردم يک جامعه تحميل مي­گردد و آن مردم را از ديگران متفاوت مي­سازد چيست؟چرا و از کجا يک شهر کوچک چوب بري در مين(Maine) از شهر کوچک چوب بري ديگري در منطقه واشينگتن(Washington) متفاوت است؟ چه چيزي يک منطقه کشاورزي را در لووا(Lowa)با مناطق مشابهي در مي­سي­سي­پي (Mississippi) ، واتربوري(Waterbury)، کنتيکت (Connecticut)، ديترويت(Detroit) و فلينت(Flint) متفاوت مي­سازد؟آيا عامل اصلي تمايزات نژادي و مليتي در تنوع يا همگوني طبيعت، پيري و جواني جمعيت و نزديکي و دوري از ديگر جوامع نهفته است؟تأثيرات تفاوت خاک و شرايط آب و هوايي چيست؟

مورخ تاريخ اجتماعي بايد بيشتر در اشکال زندگي امريکايي بررسي و تفحص کند. او بايد سعي کند تا روند اين زندگي را شرح دهد و اينکه چرا بدين اشکال در آمد و نيروي محرک و جه دهنده آن چيست.

بررسي و تحقيق در محيط طبيعي و فرهنگي جوامع مختلف توسط يک فرد محلي نگار بهترين پاسخ بدين سوالات است.

اما تأکيد بر اختلافات و تمايزات در يک محل، مي­تواند موجب آشفتگي نسبي در تمامي تاريخ فرهنگي امريکا گردد. افزايش تعداد مطالعاتي که بر تمايزات دو منطقه تکيه مي­کنند نگران کننده است. چراکه مشکل اصلي در اين خصوص صرفاً پيدا کردن نمونه­هاي متعدد براي مقايسه تمامي نواحي مي­باشد. ما بايد همچنين تشابهات و همساني­ها را نيز جستجو کنيم.

ما نياز داريم دسته­ها و طبقاتي را در جوامع ايجاد کنيم. اين طبقه­بندي احتمالاً به وسيله منطقه عمومي و خصوصيات هر يک خواهد بود. شايد طبقه بندي و دسته بندي کردن عمل مفيدي باشد. آيا ممکن است که ما شباهتها و يکساني­هاي مهم و اساسي جغرافيايي هريک از بخش­هاي ايالات متحده را در نظر نگيريم؟

يک بررسي موقتي در مورد تقسيم مناطق بايد مفيد و سودمند باشد و در اين راستا تعدادي از مطالعات برنامه­ريزي شده صورت پذيرد.يک چنين مطالعات توسعه­اي ممکن است در برخي از مناطق اتفاق بيفتد و غلط بودن تقسيم و دسته بندي مناطق را روشن سازد. در اين صورت نوعي تغيير در روش کار مفيد و کارساز خواهد بود. براي مثال يک پروژه مطالعه محلي در مين(Maine) بخشي از منطقه صنعتي نيو انگلند (New England) به منظور يافتن شباهت­ها و نزديکي­هاي آن با منطقه کشاورزي ميشيگان(Michigan) صورت بپذيرد.

بررسي چرايي موقعيت و وضعيت حاکم بر مناطق، بسيار کارگشا و روشنگر خواهد بود. در هر منطقه­اي مي­بايست انواع مختلفي از جوامع مورد مطالعه و بررسي قرار گيرد.که از آن جمله مي­توان به موارد ذيل اشاره داشت :

مناطق کشاورزي،شهرهاي محل فروش محصولات کشاورزي،جوامع تجاري و بندرگاه­هاي کشتي­هاي تجاري، شهرهاي صنعتي، مراکز کوچک سرمايه و کلان شهرهاي بزرگ هر منطقه، شهرهاي معدنيف شهرهاي دانشگاهي ، مراکز زندگي انديشمندان، شايد مراکز سکونت هنرمندانف حاشيه شهرها، اقامتگاه­هاي تابستاني،اين مطالعات احتمالاً گاراژهاي تريلر به عنوان نمادي از عناصر غيرمحلي شده جامعه امريکايي را هم در بر مي­گيرد.

درواقع يک منطقه مي­تواند به عنوان محل حضور چندين طبقه مشخص شود و مورد مطالعه قرار گيرد و در خصوص هر يک از طبقات آن تحقيق و مطالعه ارزشمندي انجام بپذيرد.

مسلماً رشد نيمه صنعتي و نيمه كشاورزي جوامع كه نمودي از انديشه هنري فورد(Henry Ford) و ديگران است، از نوع مشكل و پيچيده­اي از مطالعات حكايت مي­كند.

مجموع چنين مطالعات محلي، بررسي يك منطقه به وسيله مقايسه با منطقه ديگر، بايد مجهز به شيوه ارزيابي صحت و سقم اطلاعات هر منطقه باشد. در اين بين طبقه بندي و تقسيم بندي­هايي چنين ، مي بايست راهنماي مفيدي براي دانش­پژوهان محلي باشد.

بر اساس برخي نظريات، تقسيم بندي كل به صورت منطقه­اي، ملي و جهاني توسط مورخ محلي، براي برجسته سازي و معني دار نمودن شرح وقايع ضروري است.

تاريخ محلي امريكا در گذشته منحصراً محدود به يك محل خاص نگاشته مي­شد و براي جوامع ديگر هيچ كاربرد و معنايي نداشت. آثار مربوط به تاريخ­هاي شهري و ايالتي امريكا فراوان بود. اما به ندرت روستايي يافت مي­شد كه در عرض هفده سال گذشته داراي شرح وقايع محلي بوده باشد. اغراق و كهنه­گرايي در اين آثار هويدا بود. فقدان و ضغف نگرش به يك شهر به عنوان بخشي از جامعه ، اكثر كارهاي محلي را بي ثمر ساخته بود.

قصد ترسيم شهر موطن به عنوان باغ عدن، بزرگ كردن فضايل شهروندان برجسته و سرشناس آن و به تصوير كشيدن موفقيت­هاي آنها به گونه­اي بي­نظير و بي­سابقه ، موجب ارائه اثاري سست، ضعيف و بي­اساس مي­شد.

تاريخ­هاي قديم، ممكن است به دليل توجه دقيق به جزئيات ملال­آور و خسته كننده باشند و نتيجه حاصل از اين واقعيات طولاني و ملا­ل­آور،در واقع پوچ و بي­اهميت به نظر مي­آيد.

هنوز بينش وسيع و گسترده متخصصان عميقاً مرهون علاقه و سخت­كوشي مورخان قديم است. اگرچه ارائه جداول نسب شناسي و نكات جزئي درباره نقل و انتقال دارئيها و يا گزاش حوادث كوچك و كم اهميت محلي توسط مورخان گذشته بيهوده انگاشته مي­شود؛ اما همين واقعيات جزئي عرضه شده در تاريخ، باعث تكامل و رشد قابل توجه آن گشته است.

براي مثال، وقتي جداول نسب­شناسي، شواهد در ارتباط با مالكيت، كار،شركت، و ثروت افراد بيان مي­گردد بايد ارزش تمركز يا عدم تمركز سرمايه در يك جامعه و تقليد از گروه­هاي معتبر در راستاي پيشرفت آن جامعه نشان داده شود.

گزارش­هاي جزئي درباره املاك انتقالي بايد سرنخ ظهور گروه­هاي ذي­نفع را مشخص كند و نشان دهد كه مردان تجارت پيشه جسور و ريسك پذير در فرهنگ امريكا داراي سرشتي محتاط و مراقب بودند كه با هوشمندي خود تنها در خصوص آنچه مطمئن بودند خطر مي­كردند.

 يافته­هاي مورخان قديم، مواد خام را  فراهم نموده است. بررسي و تجزيه و تحليل اين مواد با ديگر داده ها و اطلاعات در قالب يم مدل و طرح مي­تواند داستاني ژرف از مفهوم اجتماع را نقل كند.

مورخي كه مي­خواهد با انديشه و ديد بازتري تاريخ محلي بنويسد، بايد منابع گذشته را با يك سري از اطلاعات متعدد و متنوع ديگر تكميل نمايد.وي ممكن است در اين راه بسان عملكرد جامعه­شناسان از تكنيك­هاي مطالعه ميداني استفاده نمايد. مورخ برعكس انسان شناس فرهنگي، بايد كمتر به مسائل كنوني بپردازد و بيشتر به پروراندن داده­هاي مربوط به گذشته كار كند. ولي با اين همه، وي مي­تواند شيوه فوق­العاده مفيد بهره­گيري از پرسشنامه و مصاحبه را اقتباس نمايد و طي آن سه گروه سني مختلف را مورد بررسي قرار دهد.مورخ محلي سپس گزارش تغيير نگرش­ها در نزديك به يكصد سال اخير را منتشر مي­سازد.

استخراج و بررسي اطلاعات يك منطقه كه از نظر محيطي يكسان بوده است، مي­تواند تأثيرات عامل زمان را مشخص سازد.

برعكس تاريخ سياسي، تاريخ فرهنگي كمتر به شرح اعمال و خطاهايي مي­پردازد كه از مطالعه احساسات و انديشه بشر حاصل مي­گردد. شخصيت­ها براي آن اهميت دارند. بگذاريد تكرار كنم، قائل شدن يك محل مشخص براي افراد به عنوان بخشي از جامعه­اي كه آنها در آن زندگي مي­كنند؛تفسير ما را آسان تر خواهد كرد.

در خصوص اسناد و مدارك محلي، سرپرستي طرح­هاي تحقيقاتي مركز مطالعات تاريخي، كمك بزرگي به تاريخ محلي خواهد كرد.

 شيوه­هاي دقيق بررسي و ارزيابي مواد محلي، مي­بايست به وسيله مهارت و درايت پژوهشگران بسط و توسعه يابد.

 استفاده دقيق از  نقشه مناطق ممكن است واقعيت­هاي قابل توجهي را به طور كاملاً واضحي هويدا سازد. دانش­پژوهان مي­توانند با بهره­گيري از همكاري مديريت شهر، خصوصاً اگر داده­ها و اطلاعات مورد پژوهش­شان حالت حرفه­اي و شغلي داشته باشد، و استفاده از فهرست ميزان قيمت­ها و مديريت شركت­هاي محلي به آساني نقشه جامعه مورد بررسي خود را تفكيك نمايند.

چيدمان اطلاعات بعد از بررسي روابط موجود جغرافيايي و ... مي­بايست بر طرح كلي پژوهش دلالت كند. اين روش پژوهش ممكن است در مطالعه يك جامعه خاص در يك زمان مشخص به كار گرفته شود و در آن بر ارزش تاريخ اجتماعي يك منطقه خاص تأكيد مضاعف شود.

ديگر انواع اطلاعات ، برخي اوقات به شكل غيرمنتظره­اي ظهور مي­كنند. سفرنامه­ها ممكن است مقايسه­هاي جالبي از دو شهر ارائه كنند و به روابط موجود در بين آن دو اشاره قابل توجهي نمايند.

نه تنها اخبار و اظهارنظرهاي موجود در مطبوعات محلي ، بلكه تغييرات انواع آگهي­هاي تبليغاتي در طول چندين سال ممكن است حقايق روشن و قابل توجهي را در اختيار ما قرار دهد.

حتي انواع آگهي­هاي پزشكي و اسناد دفاتر ازدواج مي­تواند سرنخ­هايي از وضعيت انديشه و تفكر نسل گذشته در اختيار ما قرار دهد.

مجموعه سخنراني­هايي كه نشانگر تغييرات در طول يك دوره مي­باشد، فرهست سالانه اعضاي يك كتابخانه عمومي در طول دهه­هاي متمادي در صورت نگهداري، فهرست اعضاي كلوپ­هاي اجتماعي و انجمن­هاي دوستي، تنها بخش كوچكي از منابعي هستند كه يك مورخ محلي زيرك مي­تواند آنها را ثبت و ضبط نمايد.

به هر حال موانع موجود بر سر راه پژوهش دانش آموختگان تاريخ محلي در اغلب مواقع نااميدكننده و ياس آور است . اين مشكلات مي­تواند در هر زمينه پيش بيايد: فقدان اسناد و شواهد ر يك موضوع خاص، در دسترس نبودن داده­ها و مواد تاريخي، امكان نگهداري و حفظ اطلاعات بديهي غيرقابل اعتماد، مبهم و خارج از موضوع.

اما مشكلات خاصي كه مورخ تاريخ با آن مواجه مي­شود ، زايده شرايط خاص پژوهش و تحقيق­اش است.

نخستين مشكل خاص و ناراحت كننده، رشد بي­علاقگي عمومي نسبت به وظيفه و مسئوليت مي­باشد. بسياري از مواد و اطلاعات مورد نياز او در دست اشخاص مي­باشد. اما چه كسي مواظب و مراقب اسناد و مدارك خانوادگي موجود در يك محل مي­باشد؟ همه خوب مي­دانند كه كسي چنين مراقبتي را اعمال نمي­كند. ما اسناد و كاغذهاي مربوط به بيست سال پيش پدربزرگمان را به عنوان آشغال بيرون مي­ريزيم. چيزهاي ساده و معمولي بسيار با اهميت هستند. ارائه كارهاي تحقيقي كامل و اطلاعات دقيق ويژه در تاريخ محلي چيز غير ضروري به نظر مي­رسد. يك اثر كوچك تبليغي، مي­بايست به شكل توصيفي و به گونه­اي كم حجم و مناسب از يك خاندان و جامعه طراحي شود.وقتي تاريخ محلي نگاشته مي­شود، بايد اين موضوع نيز در نظر گرفته شود كه جوينده و مخاطب آن اثر بيشتر ساكنان منطقه مورد پژوهش مي­باشند و ذلئقه آنان تاريخ محلي كم حجم و آساني را مي­طلبد. يك فرد عادي جامعه، به عنوان شخصي كم اهميت در دنياي علمي و دانشگاهي در خطر نابودي است. ديگر چرا بايد نگران امور جزئي چون داستان محلي باشد؟ دانشگاهيان درباره برافتادن امپراتوري روم، تاريخ برده­داري و تئاتر در دوره شكسپي مي­نويسند لذا، بياييد بدين تحقيقات پايان دهيم.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 7:53  توسط سجاد حسینی(شهرستان جلفا)  | 

ارزش تاريخ محلي

كنستانس مك­لافلاين گرين (Constance McLaughlin Green ) در سال 1897م. متولد و در يك خانواده دانشگاهي و تحصيل كرده بزرگ شد. او او زماني اقدام به نگارش تاريخ شهري كرد كه اين شاخه از تاريخنگاري به طور كاملاً بارزي شناخته نشده بود و بسياري از زنان ديگر به صورت حرفه­اي به امور علمي نمي­پرداختند.

وي به خاطر نگارش تاريخ هوليوک(Holyoke) ماساچوست و مطالعه پيشينه ناگاتوك(Naugatuck) کنتیکت (Connecticut) و همچنين كسب جايزه پوليزه(Pulize) به خاطرتأليف تاريخ واشينگتن  با عنوان «شهر سري» پايتخت مردم امريكايي و افريقايي تبار مشهور گشت.

كنستانس مك­لافلاين گرين نگارش تاريخ امريكا را از قاعده ارتقا داد و اظهار داشت كه تاريخ محلي تنها به خاطر منطقه مورد بررسي اهميت ندارد، بلكه مطالعه مواد محلي در جهت فهم بيشتر و كامل­تر تاريخ فرهنگي امريكا مورد نياز است.

وي تعدادي از موضوعات را براي مطالعات محلي پيشنهاد كرد كه پيش از آن به مبحث تاريخ محلي مربوط نمي­شدند. او علاقه داشت تا در زمينه كار،‌فرهنگ كار مردم، تراكم جمعيتي پايتخت، سركردگان تجاري و بازرگاني، مهاجرت­ها و جابه­جايي­ها،‌گروه­ها غيرغالب، تأثيرات محيط و تفاوت­ها و شباهت­هاي موجود در مناطق جغرافيايي تحقيق و مطالعه كند.

او همچنين قصد داشت تا به مطالعه در زمينه تفاوت­هاي اراضي مناطق مختلف بپردازد. اين مقاله مهم و مغتنم ، در واقع پيش از اين به چاپ رسيده است و ما آن را از كتاب «نزديكي فرهنگ به تاريخ» اثر كارولين. اف. وار(Caolin F.Ware) اقتباس نموده و مجدداً منتشر مي­سازيم.

(نیویورک: انتشارات دانشگاه کلمبیا، 1940)،86-275.

براي دانستن چگونگي پيشرفت فرهنگ امريكا، در گام نخست نگارش و مطالعه تاريخ محلي آن حائز اهميت است. در خصوص توده مردم در تمدن امريكا پيچيدگي هايي وجود دارد. چراكه تغییرات جمعیتی نژادها و اشکال متنوع و گوناگون مواریث فرهنگی ایشان،به طور ژرف و گسترده­ای مناطق مختلف ایالات متحده را متفاوت ساخته است. سرعت تغییرات در زندگی اقتصادی و مسائل اجتماعی امریکا بسیار زیاد پنداشته م­شود.

تاریخ امریکا در گذشته از بالا به پایین نوشته می­شد و بیشتر دانشگاهیان مایل به نگارش تاریخ سیاسی و دیپلماتیک صرف بودند. اما ضرورت مطالعه زندگی امریکایی از پایین به بالا در بررسی­های تاریخ فرهنگی آشکار شد. داستان زندگی مردم امریکا چه به صورت انفرادی و چه به صورت جمعی می­بایست با جزییات گفته شود.روشن است که مواد و اطلاعات جزئی ممکن است برای اهداف گوناگونی در دسته­بندی­های گوناگونی گردآوری گردد.اطلاعات گردآوری شده و استخراج گشته از یک منطقه مشخص موادی کاملاً محلی می ­باشند، اما این مواد ممکن است برای مطالعات سایر گروه­ها نیزاستفاده شوند. برای مثال یک کار گردآوری قوانین مدارس و وسایل آموزشی آن در گستره شهرهای کوچک کم تراکم و شهرهای بزرگ ممکن است توسط یک مورخ به تاریخ آموزش و پرورش یک دوره امریکا تعمیم داده شود.

همچنین برای مطالعه در خصوص یک بعد خاص از زندگی یک جامعه خاص، مانند بررسی وضعیت نژادی یک شهر جنوبی در گذشته و حال، باید از منابع محلی استفاده شود.هنوز امکان استفاده از تاریخ محلی برای مطالعه کل یک جامعه وجود دارد. چنین مطالعه­ای منجر به شناخت تاریخ زندگی یک جامعه می گردد.یک دانشجو می­بایست از مواد تاریخی بهره گیرد و کار خود را تا زمان وصول به نتیجه دنبال کند و تمامی فاکتورهای معنی­دار موجود در تاریخ اجتماعی و روابط موجود را ارزیابی نماید. محدود و منحصر کردن پژوهش در یک چارچوب بسته جغرافیایی و یا مرزهای قراردادی، باعث ÷یدایش یک تاریخ اجتماعی و اقتصادی کامل در مقیایس کوچک می­شود. از نظر مورخ محای نگار، تحقیقات تاریخ محلی می­تواند سهم عمده­ای در ساخت تاریخ فرهنگی امریکا داشته باشد.

مسلماً ممکن است که مکان  با قابلیت انعطاف  بیشتری تعبیر و تفسیر گردد. هیچ جامعه­ای، یکدستی فرهنگی و جغرافیای کاملاً مشخصی ندارد. علامتگذاری با قراردادهای سیاسی بر بنیان یکدستی اقتصادی و جغرافیایی صورت می­پذیرد. با این وجود این حقیقت نیز وجود دارد که اعمال نظام یکدست سیاسی- اداری در یک دوره زمانی می­تواند عامل وحدت پایدار باشد و بر توسعه فرهنگی اثر بگذارد.

این نظام می­تواند یک جامعه پراکنده کشاورزی، یک روستا در جورجیا(Goergia) و یا یک گروه کوچک شهری و یک کلونی در یک شهر بزرگ باشد. نه تنها تاریخ شیکاگو(Chicago) بلکه تاریخ روستای گرینویچ (Greenwich) نیز شامل تاریخ محلی می­شود.

مطالعه دقیق مواد محلی و بررسی تاریخ زندگی جوامع ، مطالعات عادی وسیع­تر را جهت می­دهد. حاصل چنین مطالعاتی نیاز تاریخ فرهنگی امریکا را مرتفع می­سازد.

تاریخ اجتماعی ما که به تازگی نگاشته شده ، فاقد دقت لازم در جزئیات و شکل و قالب است. چراکه تعمیم­های موجود در آن بر پایه شواهد و معیارهای ناقصی می­باشد. برای مثال این یک سخن کذب و دروغی می­باشد که غرب به وسیله مهاجرت­های مردم از شرق دارای جمعیت شده است.در خصوص مهاجرت­ها ، حتی مهاجرت دهقانان مشتاق برای به دست آوردن زمین در میدل وست(Middle West) وگرت پلینس(Great Plains) اسن تصور وجود دراد که آنها در جزیره ائلیس (Ellis) ساکن شدند و به سوی غرب حرکت کردند. اما مطالعات محلی نشان می­دهد که تعدادی از آنها وارد بندر نیواورلنس(New Orleans) شدند و از آنجا به سوی غر و شمال پیش راندند. به طور ساده می­توان گفت که اراضی غرب نیوانگلند(New England) از جانب رودخانه کنتیکت (Connecticut) و بنادر کنتیکت (Connecticut)و برخی اوقات از طریق بوستون (Boston) مورد هجوم قرار گرفت.

همچنین مطالعات دقیق محلی در کانساس(Kansas) تمامی نظریات قبلی در خصوص حرکت­های جمعیتی را پاک کرد.

یک مطالعه در خصوص سینسینت(Cincinati) توسط دانیل آرونس (Daniel Aarons) در دست تهیه می­باشد. در این تحقیق اظهار شده که  موضوع مطرح شده توسط مورخین سابق درباره تدین و دینداری عمومی و همگانی در امریکای صد سال پیش، افسانه و خیالی بیش نبوده است.

در زمینه تاریخ اقتصادی امریکا، بحث­های بسیاری وجود دارد که اطلاعات دقیق آن نیازمند تهیه داده­هایی برای تعمیم می­باشد. از آنجایی که  ما دارای تمدن صنعتی بزرگی هستیم؛ مسائل مربوط به سرمایه و کار به طور آشکاری در ارتباط با فرهنگ امریکا دارای اهمیت می­باشد. ما نیازمند مطالعات محلی در موارد ذیل هستیم:

شرایط کار و تغییرات موقعیت اجتماعی کارگران، تاریخ های دقیق و کاملی درباره انباشت سرمایه درجوامع مختلف، ظهور انواع مختلفی از تاجران و بازرگانان بزرگ، برررسی دقیق رشد پایین موجودی طبقه متوسط امریکا، بررسی جزئی جابه جایی جمعیت از یک جامعه به جامعه دیگر که بر آن اساس می­توان چرایی و چگونگی مهاجرت کارگران را دریافت.

بدون انجام یک سری مطالعات مجزای محلی تمام عیار، تعمیم دادن یک موضوع بیشتر بر اساس حدس و گمان صورت می­پذیرد.

ضعف مربوط به تاریخ تجارت و بازرگانی به دانشمندان گذشته مربوط می­شود . اخیراً این وضعیت به خاطر توجه به جزئیات شرکتهای تجاری خصوصی تا حدودی اصلاح گشته است. اما تاریخ های محلی مربوط به جوامع تجاری می­بایست جایگاه ارزشمند این جوامع را به طور واضح­تری روشن سازند.

هنوز خلا قابل ملاحظه­ای در خصوص دانش و آگاهی ما درباره نقش فرهنگی گروه­هایی وجود دارد که از نظر جمعیت کثیر و از لحاظ نقش غیر غالب و حاشیه­ای می­باشند.

مورخان اولیه تاریخ فرهنگی، از فاصله بسیار زیاد نگرش­ها و تأثیرگذاری­ها و حتی رفتارهای توده­های بزرگ فاقد قدرت در امریکا آگاه می­باشند. حتی بهترین مطالعات محلی در یک دوره سهم کمتری در این خصوص داشت. مطالعات درباره زندگی امریکایی­ها با هدف اهمیت دادن بدین گروه­ها صورت می­پذیرفت. اما یک برآورد از میزان اهمیت و تأثیر آن بر روی پیشرفت و توسعه فرهنگی به شکست انجامید.  مطالعات مردم شناسی مانند اثر «بعد از آزادی» هورتنس پودرمارکر(Hortense Powdermarker) چگونگی تهیه مواد و داده های مفید برای شرح زمان حال را نشان داد. اما مشکل بازسازی و آگاهی نسبت به گذشته نابود شده و نوشته­های ثبت شده بی­دقت همچنان وجود داشت.

مسلماً اختلافات طبقاتی، رقابت­های مذهبی و ظهور احساسات تعهد اجتماعی از جمله عناصر ضروری در توسعه فرهنگی به شمار می­آیند.

در این باره ، به هنگام نظرخواهی از مردم با سوالاتی که با دقت کامل انتخاب شده­اند؛ نمی­توان به پاسخ­های نیمه معتبر و کم ارزش استناد کرد و تنها پاسخ­های معتبر و موجه قابل استخراج و بررسی می­باشند.

از این رو اندیشه مطالعات محلی، در جستجوی به دست آوردن چنین اطلاعات ظریف و پراکنده­ای است . در صورت کافی بودن اطلاعات، امکان تفسیر و تعبیر راه و روش زندگی و نوع اندیشه و تفکر افرادی میسر می­شود که به ندرت نامه می­نویسند و تنها بخشی از عقاید آنان از طریق بیان به هنگام مصاحبه قابل استخراج است. تاریخ فرهنگی این مردم را نیز نادیده نمی­گیرد.

جمع­آوری دقیق این شواهد ریز و خرد به وسیله مورخ محلی نگار، منجر به آشکار گشتن دیدگاه­های دقیق شخصیت­ها و اهمیت نقش آنها در دنیای امریکایی خواهد شد.

بسیاری از موضوعات عنوان شده در پاراگراف­های پیشین می­تواند بدون هیچ تمرکزی بر یک جامعه خاص، مورد استفاده تاریخ محلی قرار گیرد. مورخ برای تفسیر موثر داده­های ناپایدار ، جزئی، فرار و گنگ گروه­های مختلف می­بایست به زمینه محلی آن با دقت تمام توجه نماید.

مسلماً با مشخص ساختن یک جامعه خاص برای مطالعه، میزان موفقیت مورخ در شرح و تفسیرصحیح احوالات آن جامعه افزایش می­یابد. بعلاوه، من تصور می­کنم که تأثیرات محیط یر روی توده مردم در جامعه امریکا نامشخص می­باشد و خوب است که آشکار گردد. جستجوی تأثیرات محیط، طبیعت و فرهنگ تقریباً ضرورتی است که بر آن اساس می­بایست یک منطقه مشخص تحت ذره بین یک مورخ قرار  گیرد.

خصوصیات محیطی که بر رفتار کلی مردم یک جامعه تحمیل می­گردد و آن مردم را از دیگران متفاوت می­سازد چیست؟چرا و از کجا یک شهر کوچک چوب بری در مین(Maine) از شهر کوچک چوب بری دیگری در منطقه واشینگتن(Washington) متفاوت است؟ چه چیزی یک منطقه کشاورزی را در لووا(Lowa)با مناطق مشابهی در می­سی­سی­پی (Mississippi) ، واتربوری(Waterbury)، کنتیکت (Connecticut)، دیترویت(Detroit) و فلینت(Flint) متفاوت می­سازد؟آیا عامل اصلی تمایزات نژادی و ملیتی در تنوع یا همگونی طبیعت، پیری و جوانی جمعیت و نزدیکی و دوری از دیگر جوامع نهفته است؟تأثیرات تفاوت خاک و شرایط آب و هوایی چیست؟

مورخ تاریخ اجتماعی باید بیشتر در اشکال زندگی امریکایی بررسی و تفحص کند. او باید سعی کند تا روند این زندگی را شرح دهد و اینکه چرا بدین اشکال در آمد و نیروی محرک و جه دهنده آن چیست.

بررسی و تحقیق در محیط طبیعی و فرهنگی جوامع مختلف توسط یک فرد محلی نگار بهترین پاسخ بدین سوالات است.

اما تأکید بر اختلافات و تمایزات در یک محل، می­تواند موجب آشفتگی نسبی در تمامی تاریخ فرهنگی امریکا گردد. افزایش تعداد مطالعاتی که بر تمایزات دو منطقه تکیه می­کنند نگران کننده است. چراکه مشکل اصلی در این خصوص صرفاً پیدا کردن نمونه­های متعدد برای مقایسه تمامی نواحی می­باشد. ما باید همچنین تشابهات و همسانی­ها را نیز جستجو کنیم.

ما نیاز داریم دسته­ها و طبقاتی را در جوامع ایجاد کنیم. این طبقه­بندی احتمالاً به وسیله منطقه عمومی و خصوصیات هر یک خواهد بود. شاید طبقه بندی و دسته بندی کردن عمل مفیدی باشد. آیا ممکن است که ما شباهتها و یکسانی­های مهم و اساسی جغرافیایی هریک از بخش­های ایالات متحده را در نظر نگیریم؟

یک بررسی موقتی در مورد تقسیم مناطق باید مفید و سودمند باشد و در این راستا تعدادی از مطالعات برنامه­ریزی شده صورت پذیرد.یک چنین مطالعات توسعه­ای ممکن است در برخی از مناطق اتفاق بیفتد و غلط بودن تقسیم و دسته بندی مناطق را روشن سازد. در این صورت نوعی تغییر در روش کار مفید و کارساز خواهد بود. برای مثال یک پروژه مطالعه محلی در مین(Maine) بخشی از منطقه صنعتی نیو انگلند (New England) به منظور یافتن شباهت­ها و نزدیکی­های آن با منطقه کشاورزی میشیگان(Michigan) صورت بپذیرد.

بررسی چرایی موقعیت و وضعیت حاکم بر مناطق، بسیار کارگشا و روشنگر خواهد بود. در هر منطقه­ای می­بایست انواع مختلفی از جوامع مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد.که از آن جمله می­توان به موارد ذیل اشاره داشت :

مناطق کشاورزی،شهرهای محل فروش محصولات کشاورزی،جوامع تجاری و بندرگاه­های کشتی­های تجاری، شهرهای صنعتی، مراکز کوچک سرمایه و کلان شهرهای بزرگ هر منطقه، شهرهای معدنیف شهرهای دانشگاهی ، مراکز زندگی اندیشمندان، شاید مراکز سکونت هنرمندانف حاشیه شهرها، اقامتگاه­های تابستانی،این مطالعات احتمالاً گاراژهای تریلر به عنوان نمادی از عناصر غیرمحلی شده جامعه امریکایی را هم در بر می­گیرد.

درواقع یک منطقه می­تواند به عنوان محل حضور چندین طبقه مشخص شود و مورد مطالعه قرار گیرد و در خصوص هر یک از طبقات آن تحقیق و مطالعه ارزشمندی انجان بپذیرد.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 8:33  توسط سجاد حسینی(شهرستان جلفا)  | 

دریادان گیشدیک گلدیک!

دریا دان گشتیک گلدیک

سویوندان ایشدیک گلدیک

گوزلرین ایچینـــــــــــــــــنده

بیر سنی سئچدیک گلدیک

ترجمه :

از دریا گذشتیم و آمدیم

از آب آن چشیدیم و آمدیم

از بین تمامی ماه رویا عالم

تنها تو را گلچین نمودیم و آمدیم

این شعر از جمله اشعار فولکولوریک آذری است که هنگام بردن عروس به خانه بخت خوانده می شود . ابیات این شعر عامیانه سرتاسر نشان از علاقه محبت و احترام خانواده داماد به عروس جوان می باشد
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 13:37  توسط سجاد حسینی(شهرستان جلفا)  | 

آرازدان گلن نغمه لر

آرازدان آتئلایدئم

قول اولوب ساتئلایدئم

بی وفا یار الیندن

اولیدیم قوتولایدئم

 

آراز آخئر لیل ایله

یارئم اوینار گول ایله

هاممی یا جان باغئشلار

منی ساخلار دیل ایله

 

 

کاغاذین آغئنا باخ

دونده ر وراغئنا باخ

منی گویلون ایسته سه

آراز قئراغئنا باخ

 

آراز کیمین آخیـــــرام

یاندیریرام یاخیـــــرام

گوزلرینده گوزوم وار

حسرتیله باخیـــــــرام

 

آراز بورولدی گئتدی

سویو دورولدو گئتدی

من دئدیم یار اینجیدی

دئمه یورولدو گئتــدی

 

آرازین باشی منــــــم

دیبی نین داشی منـــم

هر یاندا غریب اولسا

اونون یولداشی منـــم

 

آراز قیراغی مئشه

گتیر دسمالین دوشه

آراسینا گول قویـوم

دورسینه بنوشــــــه

 

آراز دان کئچه ن هانی ؟

سویوندان ایچه ن هانی ؟

یاخشی ایله یامانــــــــــی

ایل ایچره سئچه ن هانی؟

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 13:34  توسط سجاد حسینی(شهرستان جلفا)  | 

من

من دللیگیم ایله سئوگیمی گوستردیــــــــــم

اوز وارلیغیم اوسته گور کیمی گوستردیم

من یارپاغیدیم ساری قوری بیر جان سیز

دالغالی دنیز ایچره گمی گوستردیــــــــــم

 

من بیر باخیشام آغلاماغا گلمه میشـــــــــه م

من قلب لری داغلاماغا گلمه میشــــــــــــه م

باغ چوخدی دوگون چوخدی آچیلماق ایستیر

آچماغا گلیب باغلاماغا گلمه میشـــــــــــه م

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 13:30  توسط سجاد حسینی(شهرستان جلفا)  | 

یادی از استاد شهریار

آسمان شعر و ادب آسماني است پر از ستارگان بزرگ و كوچك، برخي درخشان و برخي كم نور، برخي نزديك و بعضي ديگر بسيار دور، از ميان تمامي اين اختران رخشان تنها انگشت شماري با جلوه‌گري‌هاي خود، دلربايي مي‌كنند و شهره آفاق مي‌گردند.  شهريار نيز يكي از همين كوكبان درخشاني بود كه بعد از ظهورش به زودي قلب‌ها را تسخير نمود و پرفروغ‌ترين ستاره معاصر ادب ايرانيان گشت. سيدمحمد حسين بهجت شاعر شوريده‌اي بود كه بعدها با تخلص شهري‌اش، شهريار، معروف گشت و با سرودن چندين شعر بي نظير در زبان‌ها فارسي و تركي آذربايجاني شهره آفاق شد.

خود او درباره شهرت و اعتبارش مي‌نويسد:

نه تك ايراندا منيم ولوله سالمئش قلميم

باخ‌كه تركيه‌ده قافقاز‌دا نه غوغا ائله‌ديم

باخ‌كه تهراندا نه فرزانه‌لر اولموش واله

باخ‌كي تبريزده نه شاعرلري شيدا ائله‌ديم )

ترجمه:

نه تنها قلم من در ايران ولوله به پا كرده است

ببين كه در تركيه و قفقاز چه غوفايي نموده‌ام

ببين كه چه فرزانگاني در تهران واله آن شده‌اند

و چه شاعراني را در تبريز شيدا نموده‌ام

اين شاعر آذربايجاني بيشترين شهرت خود را مديون منظومه گرانسنگ «حيدربابايه سلام» خود است؛ منظومه‌اي كه چندي بعد از انتشار، غوغايي به پا كرد و گويي زيباتر از آن به تركي آذربايجاني سروده نشده بود.

دكتر حميد محمدزاده در اين خصوص مي‌نويسد: «اين اثر بعد از انتشارش به زودي از بر زبان‌ها شد و با محبت عموم مردم همراه گشت. حيدربابايه سلام از مرز‌ها گذشت و در ميان ملل ترك زبان جهان رواج يافت. صدها نظيره براي آن نگاشته شد و به ترانه‌هاي خوانندگان و نواي عاشيق‌ها پيوست.

دانشمند معاصر مهدي روشن‌ضمير نيز درباره اين شاهكار ادبي چنين قلم‌فرسايي مي‌كند: «حيدربابا آيينه تمام نماي زندگي است. اغلب گريه است و گاهي خنده؛ اما همان طور كه مولير در بعضي كمدي‌هايش از كنار تراژدي رد شده است، خنده حيدربابا نيز هميشه اشك‌آلود است.

وي مي‌افزايد: تعبيرات و تشبيهات و كنايه‌ها و استعاره‌هايي كه در اين شاهكار ادبي به كاربرده شده است، به قدري لطيف و ظريف است كه تاب ترجمه ندارد.

به عقيده مرحوم روشن‌ضمير، سادگي و رواني از ديگر مزاياي حيدر بابا است كه به حد اعجاز رسيده و مثل گفته سعدي سهل و ممتنع شده است.

شهريار خود نيز بعد‌ها به عظمت و بزرگي اين منظومه اعتراف مي‌كند.

باخ كه حيدربابا افسانه تك اولموش بيرقاف

من كيچيك بيرداغي سرمنزل عنقا ائله‌ديم

ترجمه:

ببين كه حيدربابا مانند قاف افسانه‌اي شده است

و من كوهي بدان كوچكي را سرمنزل عنقا نمودم

اما او هنگام نوشتن اين منظومه شايد تصور نمي‌كرد كه سال‌ها بعد از مرگ او اولين ابيات حيدربابا از بر دختركان روستا‌ها و شهرهاي دور و نزديك آذربايجان خواهد شد؛ دختركاني كه وي در همان ابيات اوليه، آنان را هنگام تمشاي سيلاب‌هاي بهاري به تصوير كشيده است.

اما معجره‌ شهريار تنها در حيدر بابا خلاصه نمي‌شود، او آفريننده شاهكاري ديگر چون «علي اي هماي رحمت» است كه به جرات مي‌توان آن را زيباترين شعر پارسي مدح علوي (ع) دانست: (علي اي هماي رحمت تو چه آيتي خدا را // كه به ماسوي فكندي همه سايه هما را). علاقه و عشق اين شاعر دلسوخته به خاندان نبوي (ص) در بسياري ديگر از اشعار فارسي و تركي او نيز انعكاس يافته است.

دلبستگي شهريار به علي بن ابيطالب (ع) به حدي است كه وي خود را فرزند امير‌المؤمنين سرور و مراد آزادگان مي‌نامد.

من علي (ع) اوغلايام آزاده لرين مردي، مرادي

او ، قارانليقلارا هادي

حققه، ايمانه منادي!

ترجمه:

من فرزند علي (ع) هستم آن سرور و مراد آزادگان

آن مشعل فروزان تاريكي ها

آن هادي روشنايي‌ها

و آن منادي حق و ايمان!

رابطه ميان حافظ و شهريار را بايد رابطه استاد و شاگردي دانست و شهريار همان دانش‌آموزي بود كه فاصله قرن‌ها را در هم شكست و پاي درس خواجه شيراز طريق ادب و عشق و عرفان آموخت.

احمد كاويان‌پور اورموي در اين‌باره چنين آورده است: شهريار نخستين قدم‌هاي خود را در شعر برجاي پاي خواجه مي‌نهد، تخلص خود را از او به تفال مي‌ستاند، خواجه را به عنوان چراغدار و پيشواي خود از ياد نمي‌برد و در ديوان او بي شك از هيچ كس به اندازه حافظ نام برده نشده است:

به توديع تو جان مي‌خواهد از تن شد جدا حافظ

به جان كندن وداعت مي‌كنم حافظ – خداحافظ

ثناخوان توام تا زنده‌ام؛ اما يقين دارم

كه حق چون تو استادي نخواهد شد ادا حافظ

سرانجام شهريار ملك سخن نيز رخت از اين عالم فاني بر مي‌بندد و به سوي معبود پر مي‌كشد؛ اما يادگاري گرانقدر را براي ما بر جاي مي‌نهد گويي آخرين بيت منظومه دوم حيدربابا وصيت شهريار است بر ما:

اولاديميز، مذهبني دانماسين!

هرايچي بوش سوزلره آللانماسين!

ترجمه: فرزندان مذهب خود را انكار نكنند

و فريب هر حرف تو خالي را نخورند.

حالا آرامگاه شهريار قبله عاشقان شعر و ادب ايران گشته است؛ هر چند در مقبره الشعراي تبريز شاعران بزرگ ديگري چون قطران، خاقاني، اسدي، همام و... خفته‌اند؛ اما با همه اين‌ها اين مقبره بيشتر به قبر شهريار معروف است.

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 9:59  توسط سجاد حسینی(شهرستان جلفا)  | 

جولاهه در جهان نما!

یکی از مستندات تاریخی نقشه­ها می­باشند. نقشه­ها اطلاعات بسیار جالبی را در اختیار ما قرار می­دهند. تعیین اسامی تاریخی ، حدود و مرزها ولایت­ها و مملکت­ها، نام دریاها و دریاچه­ها و... از کاربردهای نقشه­ها و اطلس های جغرافیایی به شمار می­آید.ترسیم نقشه در جهان اسلام خصوصاً در ایران و عثمانی مورد توجه ویژه جغرافیدانان مسلمان قرار گرفته است. در این میان گنجینه گرانسنگ خریطه­های عثمانی چندان در دسترس ما ایرانیان نمی­باشد و اطلاعات ما دراین خصوص اندک است. نمایشگاه بین المللی کتاب امسال بهانه­ای شد تا در غرفه کشور ترکیه به کتابهای جغرافیای تاریخی و اطلس­های عثمانی سری بزنیم. در این بین کتاب ارزشمند جهان نما را ورق زدیم . و نقشه ایران را در آن یافتیم. دراین کتاب و نقشه­های آن دو نکته بسیار جالب وجود داشت. اول اینکه نام جلفا ، به صورت جولاهه آمده بود و دوم اینکه نام دریاچه ارومیه به شکل دریاچه تبریز(تبریز گولی) ذکر گشته بود.

 

چند نکته: نام تاریخی جلفا، جولاهه است و برخلاف سایر تصورات باطل این نام کاملا ایرانی می­باشد و تلفظ محلی کنونی جولفا شکل تغییر یافته جولاهه است و صحیح تر از تلفظ نوشتاری و رسمی جلفا به نظر می­رسد. ذکر عنوان دریاچه تبریز نیز این گوشزد را برای همه ما دارد که مردم و مسئولان آذربایجان شرقی نیز به اندازه مردم و مسئولان آذربایجان غربی در این ثروت طبیعی سهم دارند و در حفظ و نگداری آن مسئولند.

+ نوشته شده در  جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 11:45  توسط سجاد حسینی(شهرستان جلفا)  | 

bulbul

آغزي باغلي ایدي آغلايان غونچه

گول گوله نده­ن سورا گول اولموشدي

حوسنونون وصفيني بوله­ن بير قوش

مين فغان ايله بولبول اولموشدي

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 22:49  توسط سجاد حسینی(شهرستان جلفا)  | 

مهمان در فرهنگ آذربایجان

انسان موجودي اجتماعي آفريده شده است؛ موجودي كه به ايجاد رابطه و تعامل با ديگران علاقه‌مند است و شايد بتوان گفت كه بدان نياز دارد. يكي از روش‌هاي ارتباط انسان، از طريق ميهماني است. انسان‌هاي تمام جهان براي ملاقات و ديدن همديگر ميهمان مي‌شوند و يا ميهماني برپا مي‌كنند.

برخي از ملل جهان نيز به مهمان نوازي شهره‌اند و اين سنت نيكو از فضايل آن ملتها برشمرده مي‌شود. اسلام نيز به عنوان يك آيين توحيدي كه نقايص زواياي زندگي بشر را مورد دقت قرار داده و برنامه مربوط بدان را مشخص كرده است، بر موضوع مهماني و صله رحم تاكيد مي‌كند. در احاديث و روايات مختلف فضايل بي‌شمار دنيوي و اخروي براي امر صله ‌رحم برشمرده مي‌شود كه انعكاس اين تاكيدها و سفارش‌ها را مي‌توان در آيين‌ها و سنن ملل مسلمان يافت. در ميان مردمان كشورهاي اسلامي، ايرانيان متدين نيز به ميهمان نوازي خود افتخار مي‌كنند. در هر شهر و روستاي كشورمان كه پاي بنهي، روح ميهمان دوستي در آن جاري است و لااقل مردم خود را به اين روحيه مي‌شناسند و بدان افتخار مي‌كنند. آذربايجاني‌ها مانند ساير هموطنان خود به موضوع مهمان و مهمان نوازي حساسيت ويژه‌اي قايلند. مردم اين ديار مهمان را با واژه «قوناق» مي‌شناسند و در زبان تركي آذربايجاني مي‌توان واژه‌هاي ديگري چون قوناقلئق (ميهماني)، قوناق اتاقي (اتاق ميهمان)، قوناق باجي و... يافت كه در ساختار و تركيب آنها كلمه قوناق به كار رفته است. در ادبيات فولكولوريك اين خطه نيز مي‌توان اشعار، امثله و ترانه‌هاي بسياري يافت كه در خصوص مهمان و ميهماني بيان شده‌اند. آذربايجاني‌ها اعتقاد دارند كه «قوناقئن روزي‌سي اوزوندن قاباق گلر» (روزي ميهمان قبل از خودش مي‌آيد) و گاه به شوخي اظهار مي‌كنند: «قوناق قوناقي ايسته‌مز، ائواييه سي هئچ بيرين» (ميهمان از ميهمان خوشش نمي‌آيد، صاحب خانه از هيچكدام). شهريار نيز در بند نه منظومه حيدربابايه سلام خود، از شيريني ميهماني رفتن دوران كودكي‌اش ياد مي‌كند كه مانند خوابي شيرين در ذهن او باقي مانده و بر روح و روانش اثر گذاشته است. «شنگل اوا يوردي عاشيق آلماسي / گاه داگئدوب اوردا قوناق قالماسي/ داش آتماساي، آلما، هيوا سالماسي/ قالئب شرين يوخي كيمي ياديمدا / اثر قويوب روحيمرا، هرزاديمدا» اما مردم آذربايجان برخي چيزها را نيز نماد و يا خبر آمدن مهمان مي‌پندارند. احترام به مهمان در ميان مردمان اين ديار تا حدي است كه هميشه بهترين چيزهاي خانه براي مهمان در نظر گرفته مي‌شود «قوناق اتاقي» يا اتاق مهمان اكثرا زيباترين و بهترين و گاه بزرگترين اتاق هر خانه محسوب مي‌شود كه بهترين وسايل خانه، ‌بهترين فرش‌ها و پتوها و... در آن اتاق گذاشته مي‌شود. حتا خانواده‌هاي آذربايجاني معمولا رختخوابها، ظروف و مواد غذايي مخصوصي را براي مهمان در نظر مي‌گيرند. قوناقلئق يا ميهماني نيز انواع مختلفي دارد كه در زمان‌ها و مكانهاي متفاوتي برگزار مي‌شود. اعياد ملي ـ مذهبي مثل عيد نوروز، عيد فطر، عيد قربان، ‌عيد غديرخم و... ازجمله زمان‌هاي برپايي سنت نيكوي صله ‌رحم است. بيشترين مهماني‌ها نيز در روزهاي عيد برپا مي‌شود. عيد غدير عيد مخصوص سادات است و مردم در اين روز مهمان خانه سلاله رسول خدا (ص) مي‌شوند. اين عيد و مهماني مخصوص آن، علي الخصوص در تبريز، بسيار گرامي داشته مي‌شود. سي روز ماه مبارك رمضان نيز زمان مناسبي براي مهماني دادن است؛ البته مهماني‌هاي اين ايام جنبه مذهبي دارد و از آن با نام افطاري يا «اروج آشما» ياد مي‌شود. در برخي مناطق آذربايجان مردم همه 30 روز ماه مبارك رمضان را يا مهماني مي‌روند يا مهمان دارند. در روزهاي تعطيل مثل پنج‌شنبه و جمعه‌ها نيز بازار مهماني در خانه بزرگترها گرم گرم است و دخترها و پسرها و عروس‌ها و دامادها ميهمان خانه پدر و مادر مي‌باشند. «آياغ آشما» يا پاگشا مهماني مخصوص زوجهاي جوان است كه به تازگي پيوند مقدس زناشويي را بسته‌اند. اين مهماني از سوي نزديكترين فاميل‌هاي عروس و داماد جوان صورت مي‌پذيرد و در آن هدايايي براي اين زوج‌ها در نظر گرفته مي‌شود و هدف از آن آشنايي هر چه بيشتر فاميل با عروس يا داماد جوان مي‌باشد. جشن عروسي و تولد، چهارشنبه سوري، شب چله، عزاداري، سفره‌هاي مذهبي، مرثيه و... از ديگر زمانهاي برپايي سنت صله رحم مي‌باشند. در تابستان و موقع برداشت محصولات باغي يا جاليزي نيز از طرف صاحب باغ و جاليز گاهي ميهماني‌هايي در باغات برپا مي‌شود. «الله قوناغي» يا ميهماني خدا عنواني است كه به خواستگار اطلاق مي‌شود. وقتي فردي به خواستگاري مي‌رود زماني كه صاحب خانه سؤال مي‌كند شما كيستيد؟ او در جواب مي‌گويد: الله قوناغي؛ يعني ميهمان خدا. قوناق باجي نيز نام يك بازي سنتي است كه در بين كودكان آذربايجاني مخصوصا دخترها از محبوبيت ويژه‌اي برخوردار است. طي اين بازي كودكان اين خطه رسم و رسوم مهمان نوازي را ياد مي‌گيرند و معمولا يك نفر به‌عنوان ميزبان و ديگري به‌عنوان ميهمان ايفاي نقش مي‌كنند. قوناق يا ميهمان در اين خطه با عباراتي چون خوش گلميسيز صفاگتيرميسيز (خوش آمدي صفا آورديد)، بويوروز (بفرماييد) استقبال و با عباراتي چون آيا قلارئز آغرئماسين (پاهايتان درد نكند) خوش گلديز (خوش آمديد ) و... بدرقه مي‌شود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 22:44  توسط سجاد حسینی(شهرستان جلفا)  |